
چشمشان به خدا بود
1937 ¡ ایالات متحده
زورا نیل هرستن (۱۸۹۱- 1960)
زورا نیل هرستن انسانشناسی بود و متخصص حوزهی فرهنگ عامه. او در ایتن ویل فلوریدا به دنیا آمد؛ شهری که از اولین شهرهای ایالات متحده بود که سیاهپوستان به تنهایی آن را ساختند. قصهی رمان چشمشان به خدا بود هم در همین شهر ميگذرد. رمانِ هرستن سرگذشت و ماجراهای عاشقانهی زنی سیاهپوست به نام جِینی کرافورد را روایت میکند. سیر زندگی جینی و سه ازدواجش با زبانی شاعرانه وصف شدهاند و افکار و احساساتش محور قصهاند؛ ویژگیای که تا پیش از آن به ندرت در شخصیتهای زن سیاهپوستِ ادبیات انگلیسی دیده ميشد. هرستن قصهاش را از زبان راوی سوم شخصی میگوید که خواننده را به تأمل در مسائلی مثل تأثیر نظام بردهداری بر زندگی سیاهپوستان آمریکای قرن بیستم، نگرشهای مختلف به تغییر درونیِ جامعهی سیاهان، و دشواریهای پیشِرو در مسیر آزادی زنان فرامیخواند.
نوشتههای هرستن به شدت از باورش به اهمیت شنیده شدنِ صدای سیاهپوستان تأثیر پذیرفتهاند. او چشمشان به خدا بود را با لحن و زبان عامیانهای نوشته که تقلیدی وفادارانه از لهجههای سیاهان جنوب آمریکاست؛ کاری که در روزگارِ خودش کمنظیر بود و به مذاق بعضی از نویسندگان و منتقدان سیاهپوست خوش نیامد. به علاوه، فهم لهجهی عامیانهی سیاهان برای بسیاری از خوانندگان غیرسیاهپوست دشوار بود. به همین دلایل، و به سبب این که هرستن عمدتاً در پی بازنمایی زندگی زنان سیاهپوست بود، چشمشان به خدا بود کمابیش نادیده ماند و نام هرستن هم فراموش شد. تازه در دههی ۱۹۷۰، با رواج دورههای مطالعات سیاهپوستان در دانشگاهها، بود که اهمیتِ اثرِ هرستن بالاخره درک شد. گرچه رمان او حول قصههای سیاهان ميگردد، چون با مضامینی مثل ترومای خانوادگی، نقشهای جنسیتی، سکشوالیته، نژاد و کشمکش میان عشق و عملگرایی سروکار دارد، ميتواند برای هر خوانندهای جذاب باشد.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید